بنبست تنگه هرمز عمیقتر شد/ بازتاب جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است. خبرگزاری مهر،...
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
بر اساس گزارش بیبیسی، آمریکا شامگاه یکشنبه حملات جدیدی را علیه ایران آغاز کرد که به دنبال آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پایگاههای نظامی آمریکا در کویت، اردن و بحرین را هدف قرار داد. در حملات آمریکا به استان خوزستان، یک نفر شهید و چهار نفر مجروح شدند. پیشتر، رسانههای ایرانی از وقوع انفجار در سیریک، قشم، بندرعباس و جاسک خبر داده بودند. سنتکام مدعی شد دهها هدف نظامی از جمله سامانههای پدافند هوایی، سایتهای راداری ساحلی و توانمندیهای موشکی و پهپادی ایران را هدف قرار داده است.
این درگیریها که آتشبس موقت ژوئن را در معرض فروپاشی قرار داده، با ادعاهای متناقض درباره وضعیت تنگه هرمز همراه است؛ ایران اعلام کرده تا اطلاع ثانوی این آبراه را بسته است، در حالی که آمریکا مدعی باز بودن آن است. موج جدید حملات پس از آن صورت گرفت که سنتکام روز شنبه مدعی حمله به ۱۴۰ هدف نظامی ایران شد و سپاه نیز با حملات گسترده به پایگاههای آمریکا و متحدانش از جمله قطر و امارات پاسخ داد.
ترامپ آتشبس را پایانیافته خواند، اما گفت مذاکرات ادامه مییابد. همزمان، بهای نفت برنت با ۴.۳ درصد افزایش به ۷۹.۲۶ دلار در هر بشکه رسید. سنتکام با نادیده گرفتن حاکمیت ایران، مدعی آمادگی برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز شد.
روزنامه گاردین در گزارشی اعلام کرد که آمریکا موج جدیدی از حملات را علیه ایران آغاز کرده و تهران نیز متقابلاً اعلام داشته که این حملات، تمامی تلاشهای دیپلماتیک ماههای اخیر را «بیثمر» ساخته است. سنتکام مدعی شد که این حملات به دستور مستقیم دونالد ترامپ برای «پاسخگو کردن نیروهای ایرانی» و «کاهش توانایی آنها در حمله به دریانوردان غیرنظامی» انجام میشود.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در بیانیهای اعلام کرد که حملات آمریکا «تمامی تلاشهای چند ماه اخیر برای کاهش تنش و استقرار صلح در منطقه غرب آسیا را بیثمر ساخته» و رژیم ایالات متحده با مداخله آشکار در روند اجرای تمهیدات ایران در تنگه هرمز، «موجب بازگشت ناامنی به تنگه هرمز و اختلال در کشتیرانی تجاری بینالمللی شده است.» این بیانیه همچنین فشارهای «آشکار و پنهان» آمریکا بر عمان را عامل بینتیجه ماندن مذاکرات مسقط دانست.
بر اساس این گزارش، ایران با حملاتی گسترده به کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی پاسخ داد. اردن از سرنگونی چهار موشک ایرانی خبر داد و کویت نیز با «اهداف متخاصم هوایی» مقابله کرد. قطر و امارات نیز هدف حملات ایران قرار گرفتند. محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، هشدار داد: «دوران معاملههای یکطرفه تمام شده است. به شما گفتیم: به قولتان پایبند باشید یا تاوانش را بپردازید.»
گاردین میافزاید که سازمان تازهتأسیس «اداره آبراهه خلیج فارس» ایران با اشاره به تحرکات غیرقانونی اخیر آمریکا، اعلام کرد که عبور از این آبراه تا اطلاع ثانوی ممکن نیست و «به محض برقراری ثبات و آرامش» مجوز صادر خواهد شد. در مقابل، سنتکام مدعی شد که بیش از ۳۰۰ هدف نظامی ایران را طی سه شب هدف قرار داده و همچنان بر استفاده از مسیر جنوبی (سواحل عمان) برای کشتیرانی پافشاری میکند. قیمت نفت نیز با جهش ۳.۵ درصدی، از مرز ۷۴ دلار عبور کرد.
شبکه سیانبیسی در گزارشی اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران در واکنش به موج جدید حملات نیروهای آمریکایی در آخر هفته، پایگاههای نظامی ایالات متحده را در چندین کشور عرب حوزه خلیج فارس هدف حملات تلافیجویانه قرار داد و بنبست بر سر تنگه هرمز را عمیقتر ساخت. بر اساس این گزارش، حملات ایران، پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین، اردن، عمان و قطر را هدف قرار داد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین و سامانههای راداری در عمان را به عنوان بخشی از آخرین حملات تلافیجویانه خود هدف گرفته است.
این گزارش میافزاید که آژیرهای هشدار روز دوشنبه برای سومین بار در بحرین به صدا درآمدند. سنتکام نیز مدعی شد که نیروهای آمریکایی با استفاده از جنگندهها، شناورهای نیروی دریایی، پهپادهای تهاجمی یکطرفه هوایی و برای نخستین بار، پهپادهای تهاجمی یکطرفه دریایی، دهها هدف از جمله سامانههای پدافند هوایی، سایتهای راداری ساحلی، توانمندیهای موشکی و پهپادی و قایقهای کوچک ایران را هدف قرار داده است.
سیانبیسی تصریح میکند که این تبادل آتش، تردیدها درباره آینده توافق صلح موقت امضا شده در ماه گذشته را که به دنبال بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ پس از ۶۰ روز مذاکره بود، افزایش داده است. همچنین، آمریکا و ایران گزارشهای متناقضی درباره باز بودن تنگه هرمز برای کشتیرانی ارائه کردهاند. این گزارش به تشدید چالشها بر سر کنترل این آبراه راهبردی اشاره دارد.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای نوشت: تنگه هرمز دیگر تنها یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه به یکی از مهمترین ابزارهای ژئوپلیتیکی ایران تبدیل شده است. تهران با تهدید یا بستن این آبراه، تلاش کرده هزینه اقدامات نظامی و سیاسی علیه خود را افزایش دهد؛ اما استفاده مکرر از این اهرم، کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی را به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت سوق داده است.
از جمله این طرحها میتوان به خط لوله «شرق–غرب» عربستان، خط «حبشان–فجیره» امارات، پروژه خط لوله عراق به بندر عقبه اردن و توسعه مسیر کرکوک–جیهان ترکیه اشاره کرد. با وجود این، ظرفیت این مسیرها هنوز جایگزین کامل تنگه هرمز نیست و تنها وابستگی به آن را کاهش میدهد.
همزمان، شرکتهای کشتیرانی و بیمه، هرمز را منطقهای پرخطر ارزیابی کرده و راهبردهای احتیاطی در پیش گرفتهاند. به باور گزارش، هرچند ایران همچنان توان کنترل این گذرگاه را دارد، اما تکرار استفاده از این ابزار ممکن است در بلندمدت ارزش راهبردی آن را کاهش داده و اثرگذاری آن بر بازار جهانی انرژی را محدود کند.
المیادین در مقاله ای نوشت: بحران کنونی میان ایران و آمریکا و اسرائیل صرفاً به برنامه هستهای یا آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز محدود نمیشود، بلکه ریشه اصلی آن به رقابت راهبردی آمریکا و چین بازمیگردد. از دید نویسنده، واشنگتن میکوشد جایگاه ایران را در پروژههای ژئوپلیتیکی چین تضعیف کند، در حالی که اسرائیل هدف اصلی خود را تضعیف جمهوری اسلامی قرار داده است.
مقاله تأکید میکند که طرحهای تغییر نظام سیاسی ایران و ترور رهبران این کشور به اهداف خود نرسیده و سپس موضوع تنگه هرمز و پرونده هستهای به عنوان بهانههای جدید مطرح شدهاند. نویسنده معتقد است ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز توانست فشار اقتصادی قابل توجهی بر غرب وارد کرده و آمریکا را به پذیرش تفاهم سوق دهد، اما نسبت به پایبندی دولت ترامپ به این توافق تردیدهای جدی وجود دارد.
در پایان نتیجه گرفته میشود که نه ادامه جنگ راهحل مناسبی است و نه عقبنشینی کامل هیچیک از طرفها امکانپذیر؛ بنابراین آینده بحران به توان هر دو طرف در حفظ انسجام داخلی و مدیریت فشارهای سیاسی و اقتصادی وابسته خواهد بود.
الشرق الاوسط در مقاله ای نوشت: «یادداشت تفاهم» میان آمریکا و ایران، برخلاف نامش، نتوانسته از شدت تنشها بکاهد؛ زیرا حملات متقابل، ناامنی در تنگه هرمز و افزایش تنش با کشورهای عربی همچنان ادامه دارد. به باور نویسنده، خوشبینی اولیه درباره آغاز دورهای از ثبات و همکاری اقتصادی با ایران زودهنگام بوده است.
مقاله استدلال میکند که اختلافات دو کشور ریشهایتر از آن است که با توافقی مبهم و پر از ابهام حل شود. نویسنده همچنین مدعی است ساختار جمهوری اسلامی با تبدیل شدن به یک «دولت عادی» و کنار گذاشتن سیاستهای منطقهای خود ناسازگار است.
از نگاه او، مواضع رهبر جدید ایران و تأکید ایشان بر «انتقام» نشان میدهد احتمال تشدید رویارویی همچنان وجود دارد. در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که این تفاهم شاید تنها برای جلوگیری از گسترش فوری جنگ منعقد شده باشد، اما به دلیل ابهامهای فراوان و تداوم اختلافات، بیش از آنکه «یادداشت تفاهم» باشد، به «یادداشت سوءتفاهم» شباهت دارد.
رسانه های چین روسیه
خبرگزاری شینهوای چین در گزارشی اعلام کرد که ایران بامداد دوشنبه در واکنش به دور جدید حملات آمریکا به جنوب این کشور، مجموعهای از حملات موشکی و پهپادی را علیه پایگاههای نظامی آمریکا در اردن، بحرین، کویت و عمان انجام داد؛ اقدامی که نشاندهنده تشدید دوباره درگیریها با وجود تفاهم پیشین میان تهران و واشنگتن است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد حملات آمریکا پس از توقیف دو شناور متخلف در تنگه هرمز انجام شد و نیروهای ایرانی در پاسخ، مراکز فرماندهی، انبارهای سوخت، سامانههای راداری و پدافندی، سیلوهای موشکی و برخی تجهیزات نظامی آمریکا در پایگاههای شیخ عیسی بحرین، علی السالم و احمد الجابر کویت، پایگاه جفیر بحرین و تأسیسات نظامی در عمان و اردن را هدف قرار دادند. ارتش ایران نیز از حمله پهپادی به یک مرکز نظامی آمریکا در کویت و رهگیری یک پهپاد «لوکاس» بر فراز بندرعباس خبر داد. در مقابل، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد در موج جدید حملات خود، سامانههای پدافندی، رادارهای ساحلی، توان موشکی و پهپادی و شناورهای نظامی ایران را برای کاهش توان تهران در تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز هدف قرار داده است.
همزمان، وزارت امور خارجه ایران حملات آمریکا را نقض آشکار منشور سازمان ملل دانست. دونالد ترامپ نیز با تأکید بر ادامه حضور آمریکا در تنگه هرمز، ایران را به نقض آتشبس متهم کرد. در مقابل، تهران هشدار داد هرگونه همکاری کشورهای حاشیه خلیج فارس با آمریکا در مدیریت تنگه هرمز، «اقدام جنگی» تلقی خواهد شد.
پایگاه خبری راشاتودی در یادداشتی با عنوان «لیندسی گراهام هیولا بود، اما استثنا نبود» به قلم طارق سیریل عمار، لیندسی گراهام را یکی از سرسختترین حامیان مداخلهگری نظامی آمریکا معرفی کرده و با تأکید ویژه بر جنگ ایران، او را از اصلیترین محرکان سیاست تقابل واشنگتن با تهران دانسته است.
به نوشته این گزارش، گراهام در سالهای اخیر همواره از حمله نظامی به ایران حمایت میکرد و با طرح این ادعا که برنامه هستهای و توان موشکی ایران تهدیدی مستقیم برای آمریکا است، تلاش داشت افکار عمومی و سیاستمداران آمریکایی را برای آغاز جنگ با تهران بسیج کند. نویسنده معتقد است که او با استفاده از ادبیات تند، رهبران ایران را با آلمان نازی مقایسه میکرد و خواستار افزایش فشارهای نظامی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی بود.
در این یادداشت آمده است که گراهام تنها چند روز پیش از مرگ خود نیز از ادامه حملات آمریکا علیه ایران حمایت کرده بود، اما سرانجام شاهد آن بود که واشنگتن، به تعبیر نویسنده، در جنگ با ایران با «شکستی ژئوپلیتیکی» روبهرو شد. نویسنده این رخداد را نوعی «طعنه تاریخ» میداند؛ زیرا گراهام تا واپسین روزهای زندگی از سیاست تشدید جنگ دفاع میکرد.
این مقاله همچنین با اشاره به حمایت بیقیدوشرط گراهام از اسرائیل، او را از حامیان اصلی عملیات نظامی تلآویو در غزه و نیز از مدافعان گسترش درگیری با ایران معرفی میکند. به اعتقاد نویسنده، گراهام نهتنها در قبال ایران، بلکه درباره اوکراین، یمن، لبنان، ونزوئلا، کوبا و چندین کشور دیگر نیز همواره خواهان مداخله نظامی آمریکا بود.
در پایان، نویسنده تأکید میکند که مسئله تنها شخصیت لیندسی گراهام نیست، بلکه او را نماد بخشی از نخبگان سیاسی آمریکا و غرب میداند که به باور وی، همچنان بر سیاست فشار، جنگ و مداخله نظامی در قبال کشورهایی مانند ایران اصرار دارند.

هیچ نظر! یکی از اولین.