از ندای خونخواهی در کربلا تا مرهمی برای کودکان غزه
این هفته، خبرها فقط در متن اتفاقات خلاصه نشدند؛ از مطالبه خونخواهی در مسیر نجف به کربلا تا میراث تاریخی ایران، قابهایی شکل گرفت که هرکدام روایتی متفاوت از روزهای پرخبر مرداد داشتند. عصر کشاورزی...





این هفته، خبرها فقط در متن اتفاقات خلاصه نشدند؛ از مطالبه خونخواهی در مسیر نجف به کربلا تا میراث تاریخی ایران، قابهایی شکل گرفت که هرکدام روایتی متفاوت از روزهای پرخبر مرداد داشتند.
عصر کشاورزی – مجله مهر: هفته اول مردادماه، در حالی سپری شد که گرمای سوزان تابستان بسیاری از شهرها را درگیر کرده؛ روزهایی که از یک سو، بسیاری از مردم عزم سفر به اربعین حسینی کردند اما این گرما، مانعی برای شوق سفر نشد تا خود را به مسیر پیادهروی بزرگترین اجتماع مذهبی جهان برسانند. از سویی دیگر، اخبار جهان نیز زیر سایه گرما و حوادث مختلف قرار داشت. در اروپا، موج گرمای شدید اواخر ماه ژوئن نگرانیهای تازهای درباره پیامدهای تغییرات اقلیمی ایجاد کرد؛ برآوردهای اولیه پژوهشگران از احتمال جانباختن هزاران نفر در این موج گرما حکایت دارد. در کنار این اتفاقات، هفتهای که گذشت پر از قابها و روایتهای متفاوت بود؛ از مسیر پیادهروی اربعین و مطالبه خونخواهی مردم در مسیر نجف به کربلا گرفته تا اتفاقات فرهنگی، ورزشی و اجتماعی که هرکدام بخشی از روایت هفته اول مرداد را شکل دادند.
از عمود ۷۰۷ تا ندای خونخواهی
اربعین امسال، علاوه بر شور همیشگی زیارت، رنگ و بویی متفاوت به خود گرفته است. در مسیر پیادهروی و موکبهایی که به عشق حضرت اباعبداللهالحسین(ع) برپا شدهاند، شعارهای خونخواهی رهبر شهید بیش از هر زمان دیگری به گوش میرسد. در کنار این فضا، بسیاری از مردم عراق نیز با ابراز همدردی نسبت به ایرانیهایی که روزهای جنگ را پشت سر گذاشتهاند، از نگرانی خود نسبت به شرایط مردم ایران سخن میگویند. یکی از تصاویر مورد توجه این روزها، ثبت عکس یادگاری کودکان ایرانی و عراقی در عمود ۷۰۷ است؛ جایی که در کنار نقشه مقدس ایران، تصاویری از شهدای کودکان میناب اخیر شده و به قاب مشترک دو ملت تبدیل شده است.
در همین حال، جمعی از جوانان و نوجوانان عراقی نیز پویشی با عنوان «برای خونخواهی رهبر شهید انقلاب» راهاندازی کردهاند. برگزارکنندگان این پویش از زائران خواستهاند اربعین امسال با پرچمهای سرخ خونخواهی راهی کربلا شوند؛ فراخوانی که در روزهای اخیر بازتاب گستردهای در میان زائران و فضای مجازی داشته است.
پپ گواردیولا؛ میزبان کودکان فلسطینی
جنگ، کودکان را زودتر از همه از کودکی جدا میکند؛ شاید به همین دلیل بود که پپ گواردیولا اینبار زمین فوتبال را به جایی برای لبخند کودکان فلسطینی تبدیل کرد. سرمربی اسپانیایی منچسترسیتی در اردوی تابستانی فوتبال خود در شهر «ریالپ» کاتالونیای اسپانیا، میزبان ۲۸ کودک فلسطینی شد تا برای چند روز، از سایه جنگ و تلخیهای آن فاصله بگیرند.
این کودکان ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ در کنار صدها شرکتکننده دیگر، در تمرینهای فوتبال، مسابقات و برنامههای تفریحی «پپ سامر کمپ» حضور یافتند. برگزارکنندگان برای آنکه حضور آنان در اردو با سهولت بیشتری همراه باشد، کودکان فلسطینی را در گروههای مختلف تمرینی ساماندهی کردند و چند مترجم نیز در کنارشان قرار گرفتند. گواردیولا نیز با حضور در میان این کودکان، دقایقی را با آنان به گفتوگو و همراهی گذراند.
این اقدام در امتداد مواضع پیشین سرمربی منچسترسیتی در حمایت از مردم فلسطین انجام شد. او پیشتر، هنگام دریافت دکترای افتخاری دانشگاه منچستر در ژوئن ۲۰۲۵، با اشاره به کشتار کودکان در غزه گفته بود آنچه در این منطقه رخ میدهد، قلبش را به درد میآورد و تأکید کرده بود که غزه، پیش از آنکه موضوعی سیاسی یا ایدئولوژیک باشد، مسئلهای انسانی و مرتبط با حرمت جان انسانهاست.
مجلس ختم یا صف عکس یادگاری
آخرین بدرقه اکبر عبدی، برای بسیاری از مردم یادآور سالهایی بود که این بازیگر با نقشهای ماندگارش خنده را به خانهها آورد؛ اما مراسم تشییع و ختم او، در کنار سوگ و خاطره، با حاشیهای همراه شد که بار دیگر بحث درباره فرهنگ مواجهه با چهرههای مشهور را به میان آورد.
در روزهای وداع با این هنرمند، حضور جمعی از مردم و علاقهمندان سینما در کنار هنرمندان، صحنههایی را رقم زد که بخشی از آن به جای حالوهوای سوگواری، رنگ و بوی عکس یادگاری و سلفی گرفت. برخی از حاضران تلاش میکردند در کنار بازیگران و چهرههای شناختهشده تصویری ثبت کنند؛ اتفاقی که واکنشهایی را در فضای مجازی به دنبال داشت.
منتقدان این رفتار را نشانهای از تغییر جایگاه برخی فضاهای عمومی و اجتماعی میدانند و معتقدند مراسم تشییع و مجلس یادبود، پیش از آنکه محلی برای ثبت تصویر با چهرهها باشد، فضایی برای احترام به درگذشته و همراهی با خانواده اوست. حاشیه سلفیها در مراسم اکبر عبدی، بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرد؛ اینکه مرز میان علاقه مردم به هنرمندان و حفظ حرمت لحظههای سوگ کجاست؟ آیا فرهنگ دیدهشدن و ثبت لحظهها، آنقدر پررنگ شده که حتی مجالس وداع نیز از قاب دوربین تلفن همراه در امان نمانند.
۲۵ سال انتظار برای جهانی شدن الموت
۲۵سال انتظار، سرانجام به یک قاب جهانی رسید؛ «قلعه الموت و استحکامات وابسته» پس از سالها پژوهش، کاوش و تلاش مستمر، نام خود را در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت کرد تا یکی از روایتهای مهم تاریخ ایران، اینبار در مقیاسی جهانی شنیده شود. پشت این ثبت جهانی، فقط یک پرونده تاریخی قرار ندارد؛ روایت سالها تلاش گروهی از پژوهشگران، باستانشناسان، مرمتگران و کارشناسانی است که در مسیرهای سخت کوهستانی الموت، برای شناخت و حفاظت از این میراث تاریخی تلاش کردند.
در میان نامهایی که با این مسیر طولانی گره خورده، نام حمیده چوبک، باستانشناس و مدیر پایگاه میراث جهانی الموت، بیش از همه دیده میشود؛ زنی که نزدیک به ۲۵ سال از زندگی حرفهای خود را وقف شناخت و معرفی این مجموعه تاریخی کرد تا الموت جایگاهی را که شایسته آن است، در میان میراثهای جهانی پیدا کند.
چوبک پس از ثبت جهانی الموت، این اتفاق را یکی از بزرگترین آرزوهای زندگی خود دانست و گفت توصیف احساسی که پس از تحقق این آرزو داشته، برایش دشوار است؛ حسی شبیه خوشبختی یک خانواده در یکی از مهمترین لحظههای زندگی. حالا قلعهای که سالها در دل کوههای الموت روایتگر تاریخ بوده، از مرزهای جغرافیا عبور کرده و به بخشی از حافظه جهانی تبدیل شده است؛ نتیجه تلاشی طولانی که یک ربع قرن برای رسیدن به این لحظه صبر کرد.
پایان امپراتوری بزرگ
در میانه تهدیدهای تازه واشنگتن علیه ایران، یک صدا از داخل ساختار سابق اطلاعاتی آمریکا، روایت دیگری از نتیجه جنگ مطرح کرده است؛ صدایی که معتقد است واشنگتن در میدان به اهداف خود نرسیده و آنچه امروز باقی مانده، بیشتر از قدرت نظامی، به فشارهای سیاسی و رسانهای شباهت دارد. اسکات ریتر، افسر اطلاعاتی سابق آمریکا، با اشاره به جنگ اخیر مدعی شده است که ایالات متحده نه توانست تنگه هرمز را تحت کنترل خود بگیرد و نه امکان تصرف جزیره خارک را داشت. به گفته او، اگر چنین ظرفیتی وجود داشت، آمریکا همان زمان آن را به نمایش میگذاشت، نه اینکه امروز به تهدیدهای لفظی متوسل شود.
ریتر معتقد است پرونده ایران دیگر راهحل نظامی ندارد و دولت ترامپ با یک بنبست سیاسی روبهرو شده است؛ بنبستی که از نگاه او، دلیل ادامه تهدیدها و افزایش فشارهای رسانهای علیه ایران است. اظهارات این مقام سابق اطلاعاتی آمریکا، بار دیگر بحث درباره هزینهها و دستاوردهای جنگ و همچنین فاصله میان ادعاهای سیاسی و واقعیتهای میدانی را به یکی از موضوعات مورد توجه در فضای رسانهای تبدیل کرده است. متن داخل عکس به دروغهای ترامپ اشاره دارد که میگوید تنگه هرمز باز است درحالی که کارشناسان خودشان هم به امر اطمینان دارند که نه تنها تنگه هرمز باز نیست بلکه امریکا با شکست بزرگی روبهرو است.
پایان دوران مصونیت چهرههای محبوب
پس از پایان جنگ ۴۰ روزه، فردوسیپور در واکنش به برخی انتقادها عنوان کرده بود که در جریان این روزها در تهران حضور داشته، اما به دلیل قطع اینترنت امکان تولید برنامه و واکنش به اتفاقات کشور را نداشته است. توضیحی که البته برای برخی منتقدان پایان ماجرا نبود.
منتقدان او معتقدند حالا با گذشت نزدیک به دو ماه از بازگشت اینترنت بینالملل، همچنان در برنامههای او نشانی از پرداختن به موضوعاتی که بخش مهمی از جامعه انتظار واکنش نسبت به آنها را دارد، دیده نمیشود. از نگاه این منتقدان، چهرهای با این میزان اثرگذاری رسانهای نمیتواند نسبت به برخی اتفاقات مهم، تنها در چارچوب فوتبال باقی بماند. این گروه با اشاره به جایگاه اجتماعی او، معتقدند سکوت چهرههای شناختهشده در بزنگاههای حساس، خود به یک موضع رسانهای تبدیل میشود؛ موضوعی که باعث شده دوباره بحث درباره مسئولیت اجتماعی افراد مطرح و مرز میان تخصص حرفهای و نقش عمومی آنان شکل بگیرد.

هیچ نظر! یکی از اولین.