«راز شرق»؛ سرکوب ائتلاف ۸ کشور و ورق خوردن طومار امپراتوری
چین در عمق «سده تحقیر» فرو رفته و امپراتوری چینگ سقوط میکند. اکنون در میانه این آشوبها نوبت احزاب سیاسی است که به این کشور اتحاد و یکپارچگی تازهای ببخشند. خبرگزاری مهر – مجله مهر: در گزارش...


چین در عمق «سده تحقیر» فرو رفته و امپراتوری چینگ سقوط میکند. اکنون در میانه این آشوبها نوبت احزاب سیاسی است که به این کشور اتحاد و یکپارچگی تازهای ببخشند.
خبرگزاری مهر – مجله مهر: در گزارش پیشین سلسله گزارشهای «راز شرق» به سالهای بحرانی پس از جنگ تریاک رسیدیم. جایی که امپراتور و درباریان از پایتخت گریختهاند و شاهزاده گانگ با عریضهای مهم، اولویتها را اینگونه تنظیم میکند: نخست سرکوب شورشهای داخلی تایپنگ و فنآن، سپس مهار روسها و در نهایت حساب بریتانیاییها. او «اداره مدیریت عمومی امور مربوط به همه کشورها» را تأسیس میکند و اجرای اصلاحات به لی هانگژانگ سپرده میشود. لی هانگژانگ نیز تأکید میکند که چین باید فناوری غربی بهویژه سلاح، کشتی بخار و ماشینآلات را بیاموزد و نهادهای داخلی را اصلاح کند.
این درحالی است که همسایه شرقی چین، ژاپن با «ناوهای سیاه» ناخدا متیو پری و سپس سوگند پنجمادهای امپراتور میجی، مسیر اصلاحات سریع و همهجانبه را برمیگزیند و بدینترتیب پیشبینی لی هانگژانگ درباره آینده تهدید آمیز ژاپن نیز در ماجرای تایوان ۱۸۷۴ رنگ واقعیت میگیرد. ولی در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، چین در عمق «سده تحقیر» فرو میرود و امپراتوری چینگ با چالشهای بیسابقهای روبهرو است. جنگ میان چین و ژاپن صورت میگیرد و شکست در جنگ اول چین و ژاپن (۱۸۹۴-۱۸۹۵)، واگذاری تایوان و مناطق دیگر، نفوذ روزافزون قدرتهای غربی و ژاپن و نارضایتی گسترده داخلی، زمینه را علیرغم تمام تلاشهای امپراتوری، برای جنبشهای اجتماعی فراهم میکند.
مشتزنان قیام میکنند
یکی از برجستهترین رویدادهای این دوره، قیام مشتزنان Boxer Uprising در سالهای ۱۹۰۲-۱۸۹۸ است که این جنبش مردمی ریشه در نارضایتی دهقانان، بیکاری و تحقیر ناشی از قراردادهای نابرابر غرب در خاک چین دارد. لقب مشتزنان را از علاقه افراطی این شورشیان به سنتهای رزمی میگیرند و آنان نیز با تمرینات رزمی سنتی و اعتقاد به قدرت جادویی و مرامهای عرفانی و سنتی چینی، باور دارند که در برابر گلولههای بیگانگان مقاوم هستند. در وهله اول این قیام همراه با شعارهای ضدخارجی و حمله به سفارتخانههای خارجی در پکن آغاز میشود و به سرعت مناطق مهم چین را در مینوردد.
از طرفی پاسخ قدرتهای استعماری قاطع و ویرانگر است. ائتلافی از هشت قدرت (هشت کشور متحد شامل بریتانیا، آمریکا، ژاپن، روسیه، فرانسه، آلمان، ایتالیا و اتریش) به سمت پکن حمله میکنند. پایتخت را اشغال میکنند و قیام با خشونت سرکوب میگردد و امپراتوری چینگ مجبور به امضای پیماننامهای جدیدی میشود. این پیماننامه چین را متعهد به غرامت مالی سنگین و اعطای امتیازات اقتصادی و ارضی تازه به خارجیان میکند. این شکست، ضربه نهایی را به مشروعیت و اعتبار امپراتوری چینگ وارد کرده و پس از هفتاد سال از اولین برخورد چین با غرب، طومار نظام امپراتوری چین را با بیش از دو هزار سال قدمت را درهم میپیچد.
چین منقلب و درمانده!
پس از این سرکوب و فروپاشی امپراتوری، اقتدار مرکزی چین بار دیگر به ضعف کشیده میشود و این کشور در یک فضای بینالمللی وحشتزده از جنگ جهانی پا به عرصه حضور میگذارد و به همین ترتیب جمهوری چین بنیان نهاده میشود. اما با این حال، جمهوری نوپا با مشکلات عمیقی مواجه است. چرا که کشور به سرعت تحت سلطه جنگسالاران قرار میگیرد و ثبات سیاسی برقرار نمیشود. (سان یاتسن) فرمانده ملیگرایان، برای سازماندهی بهتر حزب خود را تقویت میکند و در ماه ژانویه ۱۹۱۲ به مقام ریاست جمهوری میرسد اما در تمام این سالها قدرت سیاسی به سرعت و به صورت غیرمتمرکز میان حکمرانان منطقهای و فرماندهان نظامی تقسیم میشود.
ملیگرایان و کمونیستها در یک جبهه
در همین حال در فضای بینالمللی نیز، روسیه سخت سرگرم مدیریت انقلاب داخلی خود است و دست آلمان از مستعمرههایش کوتاه شده است و از میان تمامی دردسرسازان چین تنها یک قدرت همچنان باقی مانده است: ژاپن! که خطر اصلی در برابر استقلال چین به شمار میآید. ژاپن فرصت را برای پر کردن جای خالی آلمان غنیمت شمرده و اکنون در موضع فاتح در برابر چین قرارمیگیرد. از طرفی در سال ۱۹۲۱، حزب کمونیست چین به عنوان دولت سایه در این کشور تأسیس میشود و در سال ۱۹۲۳، جبهه متحد اول میان حزب ملیگرا (به رهبری سون یاتسن و سپس چیانگ کایشک) و حزب کمونیست برای مقابله با بیگانگانی که در خاک چین حضور دارند، شکل میگیرد. در این فضای جدید، نیروهای غربی حالا از شدت جنگها و درگیریها از نفس افتادهاند و توان کشورگشایی در چین را از دست دادهاند.
فشارهای خارجی و بیداری ملی
البته چین در داخل کشورش همچنان با چالشهای جدی مواجه است و در همین حال به صورت افتان و خیزان جنگ جهانی دوم را طی میکند تا هنگامی که ژاپن در سال ۱۹۴۵ تسلیم متفقین میشود و از چین چیزی جز کشوری ویران و تقسیم شده باقی نمیماند. پس از پایان جنگ، ملیگرایان و کمونیستها میدان را خالی دیده و هر دو درصدد کسب پیروزی بر قدرت مرکزی بلند میشوند و اندکی پس از سالهای ویران کننده جنگ جهانیدوم، بار دیگر چین در آتش جنگهای داخلی شروع به سوختن کرده و کشور دوباره در گرداب جدیدی از آشوب و نابسامانی فرو میرود و درگیریهای مسلحانه بین دو جناح افزایش پیدا میکند.
در این درگیری، استراتژی چیانگ کایشک، تصرف و نگهداری شهرها در مقابل نیروهای کمونیستی است و در مقابل، لشکرهای پارتیزانی مائو تسه دانگ استقرار در روستاها و نواحی بیرون شهرها را انتخاب میکنند. اما سرانجام در سال ۱۹۴۹، ملیگرایان چین در مقابل کمونیستها در سرزمین اصلی چین شکست میخورند و به جزیره تایوان پناه میبرند و شهر تایپه را به عنوان پایتخت جمهوری چین انتخاب و اعلام میکنند تا روزی که شرایط بازگشتشان به سرزمین اصلی فراهم شود، به مبارزه و تقویت نیروهایشان ادامه خواهند داد. در این میان، سرزمین چین پیوستگی و وحدت تازهای را تحت حکومت تازهتأسیس جمهوری خلق چین تجربه میکند و اینگونه چین کمونیست متولد میشود.
راز شرق؛ اژدهایی زخمی در آستانه تولد دوباره
چین در این برهه تاریخی، با قیام مشتزنان، سقوط امپراتوری، جنگ های پیدرپی، ظهور احزاب سیاسی، فشارهای امپریالیستی و بیداری ملی، در حال گذار از یک تمدن کهن به یک کشور در نظم نوین جهانی است. این تحولات پرآشوب، زمینه را برای یک تولد تازه آماده میسازد و در بخش بعدی «راز شرق» خواهید خواند که چگونه حزب کمونیست از پس آتش سوزان جنگ جهانی دوم و عقبنشینی طولانی مدت تقویت میشود و سرانجام پیروزی انقلاب ۱۹۴۹ چه سرنوشتی برای این تمدن چند هزار ساله رقم میزند.

هیچ نظر! یکی از اولین.