روایتهای مردمی که زندگیشان را نذر خونخواهی رهبر شهید کردهاند
«انتقام» این روزها کلیدواژه اصلی ایرانیانی است که برابر تجاوز آمریکاییصهیونیستها سفت و سخت پای کار محور مقاومت ایستادهاند تا خونخواه رهبر شهید باشند. خبرگزاری مهر – مجله مهر: بعضی جنگها...



«انتقام» این روزها کلیدواژه اصلی ایرانیانی است که برابر تجاوز آمریکاییصهیونیستها سفت و سخت پای کار محور مقاومت ایستادهاند تا خونخواه رهبر شهید باشند.
خبرگزاری مهر – مجله مهر: بعضی جنگها وقتی آتششان کمی فروکش میکند، تازه فصل اصلیشان آغاز میشود؛ فصلی که دیگر نه با صدای انفجار، که با شعارها و خواستههای آدمها برای انتقام از دشمن آغاز میشود. در روزهایی که مدام خبرها از خسارتها و داغها در کشور حرف میزنند. تفاهمنامه و مذاکرات رفته با نقض عهدهای دشمن هر روز بیشتر از قبل به یک شوخی تبدیل میشود. گروهی تصمیم گرفتهاند سهم خودشان را برای انتقام از دشمن متجاوز و خونخواهی رهبر شهید جور دیگری ادا کنند؛ مثلا یکی آستین بالا میزند برای ساخت و ساز تا آدمهای خط مقدم با خیال راحتتری حساب دشمنهای این مرز و بوم را برسند؛ یا دیگری قلم و رسانهاش را تمام و کمال خرج این مسیر میکند تا به آدمهای دنیا بفهماند که مردم این مرز و بوم تا قیام و قیامت حاضرند برای گرفتن حقشان و انتقام عزیزشان پرچم سرخشان را بالا نگهدارند یا گروههای کوچکی که شده با کمک کردن و گذشتن از بخشی از حق و حقوقشان تمام تلاششان را میکنند تا به وقت جنگ باری از روی دوش ایران بردارند. برای همین میشود گفت شاید همین تصمیمهای کوچک، همان چیزی باشد که از دل روزهای سخت، امید را برای ادامه دادن و گرفتن انتقام زنده نگه میدارد.
در چنین شرایطی خیلیها معتقدند مقاومت همیشه در خط مقدم معنا پیدا نمیکند؛ مقاومت یعنی خسته نشدن، ساختن، کنار هم ماندن و ادامه دادن. برای همین این روزها اگر سراغ پرچمداران بیرقهای سرخ روز تشییع رهبر شهید بروید آدمهای زیادی را پیدا خواهید کرد که حاضر شدهاند بخشی از حرفه و کاربلدیشان را خرج به سرانجام رساندن این هدف جمعی (انتقام و خونخواهی) کنند کاری که در نهایت به همه جهان ثابت خواهد کرد که دست درازی به این آب و خاک چه سرنوشت سیاه و پشیمانکنندهای را برای بدخواهان و متجاوزان وحشی امریکایی صهیونی رقم خواهد زد.
قلمی که برای خونخواهی رهبر شهید ایران روی کاغذ میرود
نرجس شکوری یکی از همان آدمهاست. نویسندهای که بعد از جنگ حالا به اندازه خودش داشتههایش را خرج راهی که به انتقام و خونخواهی رهبر شهید ختم میشود، خواهد کرد. برای همین چند سطر کوتاه کافی بود تا تصمیمش را رسما اعلام کند. تصمیمی که سرمایه آن نه دارایی مادی، بلکه ثمره قلم و تفکر یک آدم است تا جایی که او نوشته: «بسم الله الرحمن الرحیم لبیک یا خامنه ای…لبیک یا حسین (علیه السلام) است. در لبیک به حکم رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای اینجانب نرجس شکوریان فرد حق تالیفات خودم را برای خونخواهی، انتقام و قصاص قاتلین امام شهید آیتالله سیدعلی خامنهای و دیگر شهدای مظلوم دو جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان قرار میدهم.»
طلاهایی که نذر خونخواهی ایران شد
مهری خانم ۶۰ ساله است. جزو آن مادرهای پیگیر و مهربانی که میگوید هر شب تا جایی که توانسته خودش را به نزدیکترین محل برای تجمعات رسانده تا به اندازه چند دقیقه هم که شده پرچم ایران را بالا نگهدارد. مهری خانم میگوید از دار دنیا یک آپارتمان ۶۵ متری دارد و دختر و پسرش را به خانه بخت فرستاده. او میگوید به عشق رهبر شهید انقلاب برای خواندن نماز ایشان از شب قبل خودش را به مصلی رسانده. کسی که معتقد است برای حمایت از انتقام خون شهدای ایران در جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه حاضر است دوتا النگوی توی دستش را خرج این مسیر کند. او میگوید: «همه این چند ماه همه نگرانیام این بوده که نکنه سرد بشیم یا برای رفتن تو خیابونا کم بیاریم. این روزها که تازه از تشییع آقا گذشته انگار داغش بیشتر تو دلمون گُر میگیره. برای همین دلم میخواد داغ این اتفاق رو به دل این امریکاییای وحشی بذاریم انقدر که تا دنیا دنیاست توی تاریخ درباره عاقبتشون بنویسن.»
شیفت اضافه برای پیروزی ایران و انتقام رهبر شهیدمان
سعید یک جوان ۲۲ ساله است از آن جوانهایی که شاید در نگاه اول به چهره و لباس پوشیدنش نمیآید که خیلی انقلابی باشد. او میگوید کنار درس خواندن گاهی با موتور زیرپایش توی پیک موتوری کار میکند، اما این روزها کنار همه مشغلههایش صبح تا بعد از ظهر پنجشنبههایش را کنار گذاشته تا به عشق رهبر شهید و کمک به جبهه مقاومت برای گرفتن حقشان این زمان را با موتور زیرپایش کار و هزینهاش را صرف این راه کند. او میگوید، «امریکایی جماعت رو بهش رو بدی روز به روز وقیحتر میشه… رو دادیم و انقدر محکم جواب ندادیم که به خودشون جرات دادن آقای ما رو شهید کردن. من پول و حقوق زیادی نمیگیرم ولی اندازه سهم خودم حاضرم کار کنم آخر هفتهها که یه وقت آب تو دل نظامیامون برای گرفتن انتقام تکون نخوره و بتونیم خونخواهی رهبر شهیدمان را مطالبه کنیم.»
انتقامجویی دوزبانه یک جوان ۲۸ ساله
محمد ۲۸ ساله است و زبان انگلیسی تدریس میکند و از آن آدمهایی است که مدام سرش توی گوشی میگذرد و در شبکههای اجتماعی چرخ میزند. خودش میگوید نزدیک عید غدیر که میشود هر سال به عنوان عضوی از پویش «فقط به عشق علی» بین قربان تا غدیر از شاگردهایش هیچ هزینهای دریافت نمیکند اما او حالا میگوید این روزها بخش اعظمی از فعالیتهایش در شبکههای اجتماعی را صرف چرخ زدن در تاپلاینهای کاربران خارجی میکند و مدام در حال حرف زدن و پست زدن درباره جنایات جنگی امریکا و رژیم اسراییل است و برای آنها درباره چیزهایی از ایران میگوید که شاید خیلیها درباره آن ندانند. برای همین هم کارش شده ترجمه انگلیسی سخنرانیهای رهبری شهید و قهرمانان ایرانی یا مکالمه با خارجیها او در گپ و گفتهای کوتاهمان میگوید: «این کار که چیزی نیست برای انتقام خون رهبر شهیدم خونه و ماشین پراید مدل ۹۲ام که سهله جونمم حاضرم فدا کنم.»

هیچ نظر! یکی از اولین.