سایه تهدید؛ غیر امنیتی کردن افغانستان به مثابه امنیتی سازی ایران
تحولات حوزه مواد مخدر در همسایگی شرقی ایران، دیگر یک مسئله صرفاً انتظامی یا اجتماعی نیست، بلکه یک «پروژه کلان امنیتی-سیاسی» است. عصر کشاورزی، گروه بین الملل: کارشناسان و تحلیلگران ارشد مسائل راهبردی...

تحولات حوزه مواد مخدر در همسایگی شرقی ایران، دیگر یک مسئله صرفاً انتظامی یا اجتماعی نیست، بلکه یک «پروژه کلان امنیتی-سیاسی» است.
عصر کشاورزی، گروه بین الملل: کارشناسان و تحلیلگران ارشد مسائل راهبردی در «دومین همایش سالانه امنیتیسازی ایران در حوزه مواد مخدر و جرایم سازمانیافته» در تیر ماه ۱۴۰۵، نسبت به شکلگیری یک تهدید قریبالوقوع و طراحیشده علیه جمهوری اسلامی ایران و «محور مقاومت» هشدار دادند. بر اساس مباحث مطرحشده در این نشست تخصصی، تغییر الگوی کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان پس از تسلط مجدد طالبان، نه یک رویداد محلی، بلکه نقطهعطفی در کلانپروژه انتقال کانون اتهامات بینالمللی به سوی مرزهای ایران ارزیابی شد. روندی که در آن، تلاش برای «غیرامنیتیکردن» چهره افغانستان در عرصه بینالملل، بهای سنگین «امنیتیسازی» ایران و الصاق برچسب «نارکوتروریسم» به محور مقاومت را به دنبال داشت.
پیشدرآمد؛ پرونده پنجم و تغییر لحن نهادهای بینالمللی
برهمین اساس اندیشکده کادراس در دومین همایش سالانه خود با عنوان «امنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران در حوزه مواد مخدر و جرایم سازمان یافته»، دو پنل تخصصی با تمرکز بر روند فزاینده اتهامزنیهای بینالمللی به ایران در حوزه جرایم سازمانیافته، برگزار کرد.
دکتر منصور براتی، به عنوان معاون پژوهشی اندیشکده کادراس، در تبیین ابعاد این تهدید قریبالوقوع، به تغییر محسوس در ادبیات و گزارشهای نهادهای بینالمللی، بهویژه دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد اشاره کرد. به گفته وی در حالی که تا پیش از سال ۱۳۹۷، جمهوری اسلامی ایران همواره به عنوان سد اصلی و خط مقدم مبارزه با ترانزیت مواد مخدر مورد تقدیر نهادهای جهانی قرار میگرفت، از این مقطع زمانی به بعد، یک چرخش گفتمانی معنادار در گزارشها پدیدار شد.
در این رویکرد جدید، مفاهیمی نظیر «عدم نظارت کافی»، «نادیدهگیری اختیاری» و «فقدان مقابله مؤثر» جایگزین تقدیرهای پیشین شد. کارشناسان حاضر در نشست تاکید کردند که این تغییر ادبیات، تصادفی نبوده و در راستای گشودن «پنجمین پرونده امنیتی» علیه ایران طراحی شد. پروندهای که پس از موضوعات هستهای، موشکی، سیاست منطقهای و حقوق بشر، اکنون قصد دارد حوزه «مواد مخدر و جرایم سازمانیافته» را به عنوان اهرم فشار جدیدی علیه تهران به کار گیرد.
محور مقاومت در سیبل اتهام «نارکوتروریسم»
بخش مهمی از این نشست به بررسی پیوند میان امنیتیسازی مواد مخدر و تقابل غرب با محور مقاومت اختصاص یافت. دکتر نوذر شفیعی در سخنرانی خود با عنوان «امنیتیشدن مواد مخدر در قلمرو محور مقاومت»، به تشریح مکانیسمهای شناختی و سیاسی این پدیده پرداخت. وی با استفاده از مفهوم «غیریتسازی» توضیح داد که نظام سلطه، ابتدا محور مقاومت را به عنوان «دیگریِ» مطلق و تهدیدکننده نظم موجود تعریف کرد.
بر اساس این تحلیل، زمانی که یک موجودیت سیاسی به عنوان «دیگری» تثبیت شد، استفاده از هرگونه ابزار سخت و نرم علیه آن مشروعیت مییابد. در این چارچوب، علاوه بر فشارهای نظامی، تحریمهای اقتصادی و جنگ روانی-تبلیغاتی، حربه جدیدی تحت عنوان اتهام «نارکوتروریسم» (تروریسم مبتنی بر مواد مخدر) علیه محور مقاومت فعال شد. کارشناسان تاکید کردند که هدف غایی از طرح چنین اتهاماتی، مشروعیتزدایی اخلاقی از گروههای مقاومت و توجیه برخوردهای امنیتی در سطح بینالمللی است؛ به گونهای که حتی در صورت فقدان ادله متقن مبنی بر درگیری این گروهها در تولید یا ترانزیت مواد مخدر، ماشین رسانهای غرب این برچسب را به صورت سیستماتیک به آنها الصاق کرد.
پارادوکس افغانستان: مبدأ غیرامنیتی، مقصد امنیتی
در ادامه این همایش، نقش افغانستان به عنوان کانون اصلی تغییرات اخیر در بازار جهانی مواد مخدر مورد واکاوی قرار گرفت. دکتر ابراهیم متقی با اشاره به وضعیت پارادوکسیکال افغانستان، این کشور را نمونهای بارز از یک جغرافیای درگیر در نظم امنیتیشده جهانی توصیف کرد؛ کشوری که به رغم تضادهای ظاهری، توانست در معادلات پیچیده بینالمللی جایگاه خود را بازتعریف کند.
در این میان، دکتر نوذر شفیعی پرده از یک تناقض بزرگ در روایتهای رسمی بینالمللی برداشت. وی با اشاره به حجم عظیم ادعایی در خصوص تولید مواد مخدر صنعتی بهویژه متآمفتامین یا شیشه در افغانستان، این پرسش را مطرح کرد که تولید چنین حجمی نیازمند زیرساختها و سطح وسیعی از کشت است که شواهد روشنی برای آن وجود ندارد. نکته کلیدی در این بخش، چرخه تامین «پیشسازهای شیمیایی» بود. به گفته کارشناسان، پیشسازهای شیمیایی صنعتیِ تولید شیشه، عمدتاً از کشورهای اروپایی تامین و روانه منطقه شد، اما در نهایت، برچسب تولید و تهدید امنیتی صرفاً به کشورهای منطقه الصاق گردید. در این فرایند ناعادلانه، به تعبیر کارشناسان، «مبدأ (اروپاییِ تامینکننده پیشسازها) غیرامنیتیسازی میشود، اما مقصد کشورهای منطقه امنیتیسازی میشود.»
تغییر الگوی مواد مخدر: استراتژی طالبان برای کسب مشروعیت
بخش میانی و حیاتی گزارش این نشست، به بررسی پیامدهای تغییر رویکرد طالبان پس از بازگشت به قدرت اختصاص یافت. دکتر منصور براتی با استناد به تصاویر ماهوارهای و گزارشهای مستند نهادهایی نظیر UNODC و موسسه «الکیس»، تایید کرد که پس از فتوای رهبر طالبان، سطح زیر کشت خشخاش و تولید اوپیوئیدها در افغانستان با کاهش چشمگیری مواجه شد.
با این حال کارشناسان تاکید کردند که این اقدام، بیش از آنکه یک مبارزه ریشهای با معضل مواد مخدر باشد، یک کنش سیاسیِ هدفمند بود. طالبان با کاهش کشت خشخاش، اهداف چندگانهای از جمله انگزدایی از چهره خود، کسب وجاهت بینالمللی، حرکت به سمت رسمیتیافتن در نظام جهانی و دریافت کمکهای مالی بینالمللی را دنبال کرد. اما روی دیگر این سکه، افزایش شدید و نگرانکننده تولید متآمفتامین در افغانستان بود. تحلیلگران معتقدند طالبان در مواجهه با تولید شیشه که با استفاده از گیاه خودروی «افدرا» در این کشور توجیه میشود، یا اراده جدی برای مقابله نداشت و یا به صورت هدفمند تلاش کرد تا منابع مالی هنگفت ناشی از این بازار جدید را از دست ندهد.
نقطه تلاقی: غیرامنیتی کردن افغانستان، امنیتیسازی ایران
خروجی نهایی و مهمترین هشدار این همایش، در تلاقی استراتژی طالبان و رویکرد نهادهای بینالمللی علیه ایران نمودار شد. با کاهش تولید خشخاش، افغانستان به تدریج در گزارشهای بینالمللی در مسیر «غیرامنیتیشدن» و تطهیر چهره قرار گرفت. اما بحران جایگزین، یعنی سونامی تولید شیشه، نیازمند یک مقصر جدید بود.
در این نقطه، پروژه انتقال اتهام به سمت جمهوری اسلامی ایران کلید خورد. بر اساس مباحث نشست، گزارشهای اخیر بینالمللی به گونهای تنظیم شد که ادعا کرد ایران در برخورد با قاچاق متآمفتامین جدیت لازم را ندارد. فراتر از آن، اتهامات خطرناکی مبنی بر انتقال «آشپزخانهها» و آزمایشگاههای تولید شیشه از افغانستان به داخل مرزهای ایران مطرح شد. این گزارههای اتهامی، مستقیماً پازل امنیتیسازی ایران را تکمیل کرد. در واقع، تغییر الگوی تولید در افغانستان، به ابزاری مبدل شد تا فشار اتهامی از کابل برداشته شده و تهران به عنوان کانون جدید تولید و ترانزیت مواد صنعتی معرفی شود. این سناریو، همان خطر قریبالوقوعی است که مستقیماً به مفهوم «نارکوتروریسم» متصل شده و به عنوان ابزاری برای فشار حقوقی، سیاسی و اقتصادی بر ایران و محور مقاومت به کار گرفته شد.
نتایج و جمعبندی
«دومین همایش سالانه امنیتیسازی ایران در حوزه مواد مخدر» با این نتیجهگیری پایان یافت که تحولات حوزه مواد مخدر در همسایگی شرقی ایران، دیگر یک مسئله صرفاً انتظامی یا اجتماعی نیست، بلکه یک «پروژه کلان امنیتی-سیاسی» است. غیرامنیتیکردن چهره طالبان در موضوع خشخاش، به قیمت ایجاد یک تهدید موجودیتی و پروندهسازی بینالمللی علیه ایران تمام شد.
سکوت هدفمند نهادهای بینالمللی در قبال ورود پیشسازهای شیمیایی از اروپا و در مقابل، برجستهسازی ادعای انتقال آزمایشگاههای تولید شیشه به داخل ایران، نشاندهنده یک جنگ شناختی و حقوقی تمامعیار است. کارشناسان در پایان این نشست، بر ضرورت اتخاذ دیپلماسی فعال، روشنگری رسانهای در سطح بینالمللی و ارائه روایتهای مستند از سوی جمهوری اسلامی ایران تاکید کردند تا پیش از آنکه «پرونده پنجم» به یک اجماع جهانی تبدیل شود، سایه این تهدیدِ برساخته از سر ایران و محور مقاومت برداشته شود. مقابله با این روند نیازمند درک این واقعیت است که امنیتیسازی، یک فرایند سیاسی و رسانهای است که تنها با کنشگری فعال و دیپلماسی چندجانبه قابل خنثیسازی خواهد بود.

هیچ نظر! یکی از اولین.