مردی که خبرنگاری در ایران را صاحب دانش کرد
روز خبرنگار بهانهای است برای یاد کردن از کاظم معتمدنژاد؛ مردی که با تلاش برای آموزش دانشگاهی روزنامهنگاری، خبرنگاری در ایران را صاحب دانش کرد. خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: روز...

روز خبرنگار بهانهای است برای یاد کردن از کاظم معتمدنژاد؛ مردی که با تلاش برای آموزش دانشگاهی روزنامهنگاری، خبرنگاری در ایران را صاحب دانش کرد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: روز خبرنگار، فقط فرصتی برای تبریک گفتن به کسانی نیست که هر روز با خبر، کلمه و روایت سروکار دارند؛ میتواند بهانهای باشد برای یاد کردن از مردی که بخش مهمی از عمرش را صرف ساختن مسیر آموزش همین حرفه کرد؛ دکتر کاظم معتمدنژاد، چهرهای که بعدها «پدر علم ارتباطات ایران» نام گرفت.
معتمدنژاد از نخستین کسانی بود که روزنامهنگاری را نه صرفاً یک حرفه تجربی، بلکه دانشی نیازمند آموزش و پژوهش میدانست. بخش مهمی از نسلی که بعدها خبرنگار، استاد و پژوهشگر رسانه شدند، مستقیم یا غیرمستقیم از مسیری عبور کردند که او برای آموزش ارتباطات در ایران ایجاد کرد. از همین منظر، نام معتمدنژاد را نمیتوان تنها در فهرست استادان علوم ارتباطات قرار داد؛ او در شکلگیری ساختار دانشگاهی این حوزه نیز نقش داشت.
شاید به همین دلیل است که در روز خبرنگار، بازخوانی زندگی او بیش از آنکه مرور زندگی یک استاد دانشگاه باشد، یادآوری این پرسش است که خبرنگار چگونه ساخته میشود و یک حرفه چگونه میتواند به دانش تبدیل شود.
از مود تا تحریریه کیهان
کاظم معتمدنژاد سال ۱۳۱۳ در روستای مود، در ۳۶ کیلومتری بیرجند، متولد شد؛ در خانوادهای که فرهنگ و آموزش در آن جایگاه ویژهای داشت. پدرش فرهنگی و مدیر دبیرستان بود و دیگر اعضای خانواده نیز در مشاغل فرهنگی فعالیت داشتند. همین فضای خانوادگی، نخستین مواجهه او با آموزش و فرهنگ را شکل داد؛ مسیری که سالها بعد به یکی از مهمترین چهرههای آموزش علوم ارتباطات در ایران تبدیلش کرد.
تحصیلات ابتدایی و بخشی از دوره متوسطه را در زادگاهش گذراند و ادامه تحصیل را در بیرجند دنبال کرد. برای گذراندن سال ششم ادبی نیز راهی تهران شد و در دبیرستان مروی به تحصیل پرداخت.
در ادامه، مسیر دانشگاهی او در رشته حقوق شکل گرفت. معتمدنژاد در سال ۱۳۳۶ مدرک کارشناسی خود را از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دریافت کرد و سه سال بعد، در سال ۱۳۳۹، دکترای حقوق قضایی گرفت.
اما مسیر زندگی حرفهای او قرار نبود در حقوق باقی بماند. در همان سالهای دانشجویی، ارتباط او با مدیر وقت روزنامه کیهان که از استادانش نیز بود، پای او را به دنیای مطبوعات باز کرد.
وقتی یک دانشجوی حقوق وارد تحریریه شد
ورود معتمدنژاد به کیهان، نقطهای مهم در مسیر حرفهای او بود. او ابتدا با ترجمه مطالب از زبان فرانسه کار خود را آغاز کرد، اما فعالیتش در تحریریه به همین ترجمهها محدود نماند. مدتی بعد مسئولیت گروه اخبار خارجی و مقالات را برعهده گرفت و تجربهای مستقیم و حرفهای از کار روزنامهنگاری به دست آورد.
این تجربه برای معتمدنژاد تنها یک شغل نبود. حضور در فضای واقعی مطبوعات، احتمالاً یکی از مهمترین زمینههایی بود که بعدها نگاه او را به آموزش روزنامهنگاری شکل داد؛ اینکه خبرنگاری و روزنامهنگاری، در کنار تجربه عملی، به دانش، روش و آموزش تخصصی نیاز دارند.
از سوی دیگر، کیهان نیز به روزنامهنگارانی نیاز داشت که از آموزش دانشگاهی برخوردار باشند. همین نیاز زمینهای شد تا برای ادامه تحصیل معتمدنژاد در فرانسه بورسیهای از سوی دولت فرانسه دریافت شود. او راهی فرانسه شد؛ سفری که مسیر حرفهای او و تا حد زیادی مسیر آموزش روزنامهنگاری در ایران را تحت تأثیر قرار داد.
از حقوق تا علمی که تازه داشت متولد میشد
معتمدنژاد در فرانسه در دانشگاه سوربن به تحصیل پرداخت و در کنار دریافت دکتری حقوق و علوم سیاسی، دکتری تخصصی روزنامهنگاری را نیز از انستیتوی مطبوعات و علوم نظری دانشگاه پاریس گرفت.
این بخش از زندگی او از این جهت اهمیت دارد که معتمدنژاد در زمانی با آموزش علمی روزنامهنگاری آشنا شد که علوم ارتباطات در جهان نیز هنوز در شمار حوزههای نسبتاً جدید علمی قرار داشت. او در شمار نخستین گروههایی از دانشآموختگان ایرانی بود که با تحصیل این رشته در غرب، دانش و مباحث جدید ارتباطات را به ایران بازگرداندند.
اما اهمیت کار او فقط در «تحصیل در خارج از کشور» خلاصه نمیشد. بسیاری از دانشآموختگان برای ادامه تحصیل به کشورهای دیگر رفتند و بازگشتند؛ آنچه معتمدنژاد را متمایز کرد، تلاشی بود که پس از بازگشت برای ساختن یک نظام آموزشی و پژوهشی در حوزه روزنامهنگاری و ارتباطات انجام داد. او قرار نبود دانش ارتباطات را فقط برای خود نگه دارد؛ قرار بود آن را به ساختار آموزش عالی ایران وارد کند.
دانش روزنامهنگاری پشت درهای دانشگاه
بازگشت معتمدنژاد به ایران را میتوان آغاز مرحلهای دانست که در آن تجربه مطبوعاتی، دانش دانشگاهی و دغدغه آموزش تخصصی در یک مسیر قرار گرفتند.
او در تأسیس و شکلگیری دورهها و مراکز مختلف آموزش روزنامهنگاری و ارتباطات نقش داشت. دوره عالی روزنامهنگاری، مؤسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی و سپس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، از جمله مجموعههایی بودند که نام او در شکلگیری آنها دیده میشود.
معتمدنژاد در فاصله سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۰ در تأسیس این مجموعهها نقش داشت؛ دورهای که آموزش ارتباطات در ایران در حال پیدا کردن جایگاه مستقل خود بود.
در سالهای بعد نیز فعالیت دانشگاهی او ادامه یافت. او در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران تدریس کرد و از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹ به عنوان استاد و رئیس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی فعالیت داشت.
به این ترتیب، تجربهای که از تحریریه کیهان آغاز شده بود، به کلاس درس و ساختار دانشگاهی رسید؛ مسیری از خبرنگاری به آموزش خبرنگاری.
اهمیت معتمدنژاد را نمیتوان فقط در تأسیس یک دانشکده یا تدریس چند درس خلاصه کرد. تلاش او برای شکلگیری رشته ارتباطات، به ایجاد یک نگاه علمی به رسانه در ایران کمک کرد.
در نگاه او، ارتباطات پدیدهای جدا از جامعه و سیاست نبود. رسانه نمیتوانست صرفاً وسیلهای برای انتقال پیام تلقی شود و نقش آن را نمیشد بدون توجه به ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بررسی کرد.
همین نگاه بعدها در دیدگاههای نظری او نیز نمود پیدا کرد. معتمدنژاد نسبت به برخی نظریههای خوشبینانه توسعه و نقش رسانه در نوسازی جامعه نگاه انتقادی داشت. از جمله در برابر نظریه نوسازی دانیل لرنر، که برای وسایل ارتباط جمعی نقشی مهم در ایجاد همدلی و پیشبرد نوسازی قائل بود، بر این نکته تأکید میکرد که ارتباطات از دیگر فرایندهای اجتماعی و سیاسی جدا نیست.
از نگاه او، ارتباطات زمانی میتواند در مسیر توسعه و استقلال ملی مؤثر باشد که در کنار فرایندهایی مانند آگاهیبخشی، سازماندهی، مشارکت سیاسی و انتقال دانش و مهارت قرار بگیرد.
این نگاه نشان میدهد که برای معتمدنژاد، خبرنگار فقط کسی نبود که خبر را تولید و منتقل میکند؛ خبرنگار و رسانه بخشی از یک نظام پیچیده اجتماعی بودند که میتوانستند بر جامعه اثر بگذارند.
خبرنگاری که باید دانش ارتباطات را میشناخت
همین نگاه را میتوان یکی از دلایل تلاش مستمر او برای توسعه آموزش دانشگاهی ارتباطات دانست. معتمدنژاد در کنار فعالیتهای مطبوعاتی، دانشگاهی و پژوهشی، در شکلگیری دورههای تحصیلات تکمیلی این رشته نیز نقش داشت.
پس از انقلاب، زمانی که دانشکده علوم ارتباطات و رشته ارتباطات منحل شده و ارتباطات به یکی از گرایشهای علوم اجتماعی تبدیل شده بود، او به همراه نعیم بدیعی برای احیای این رشته تلاش کرد.
این تلاشها در سالهای بعد به شکلگیری دوره کارشناسی ارشد علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی در سال ۱۳۶۸ و سپس دوره دکتری این رشته در سال ۱۳۷۵ انجامید.
در واقع، اگر روز خبرنگار را فرصتی برای توجه به جایگاه خبرنگار بدانیم، بخشی از این جایگاه را باید در تاریخ آموزش این حرفه جستوجو کرد؛ تاریخی که نام معتمدنژاد در یکی از مهمترین فصلهای آن قرار دارد.
او روزنامهنگاری را از تحریریه شناخت، در دانشگاههای فرانسه آن را به شکل علمی آموخت و پس از بازگشت تلاش کرد این دانش را در ساختار آموزش عالی ایران نهادینه کند.
مسیر او از مود آغاز شد، از کلاسهای حقوق دانشگاه تهران گذشت، به تحریریه کیهان رسید، در دانشگاههای فرانسه ادامه پیدا کرد و سرانجام به تأسیس و گسترش آموزش ارتباطات در ایران انجامید؛ مسیری که نشان میدهد «ساختن خبرنگار» برای معتمدنژاد، از ساختن یک کلاس و یک رشته فراتر بود.
اما میراث او فقط به تأسیس دانشکده و تربیت دانشجو محدود نماند. نگاه او به قدرت رسانه، استقلال ارتباطی، جریان آزاد اطلاعات و نسبت رسانه با توسعه، بخش دیگری از میراث فکری اوست؛ میراثی که میتواند توضیح دهد چرا نام معتمدنژاد همچنان در تاریخ علوم ارتباطات ایران زنده است.
میراث مردی که خبر را فقط «خبر» نمیدید
بخش مهمتر میراث او را باید در اندیشهای جستوجو کرد که پشت این تلاشها قرار داشت؛ اینکه رسانه فقط ابزار انتقال خبر نیست و خبرنگار نیز صرفاً کسی نیست که اتفاقات را ثبت کند.
برای معتمدنژاد، ارتباطات بخشی از ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه بود و به همین دلیل نمیشد درباره رسانه، بدون توجه به قدرت، توسعه، فرهنگ و منافع عمومی سخن گفت. همین نگاه، اندیشه او را برای خبرنگار امروز نیز قابل بازخوانی میکند؛ خبرنگاری که در عصر شبکههای اجتماعی، سرعت انتشار و انفجار اطلاعات، بیش از همیشه با مسئله انتخاب، اعتبار و مسئولیت مواجه است.
شاید یکی از مهمترین میراثهای معتمدنژاد برای خبرنگار امروز همین باشد: خبر، پیش از آنکه سریع باشد، باید معتبر باشد و پیش از آنکه دیده شود، باید مسئولانه تولید شود.
خبرنگار در میان انبوه اطلاعات
دوران معتمدنژاد، دوران اینترنت و شبکههای اجتماعی نبود. خبر از تحریریهها و خبرگزاریها عبور میکرد، برای انتشار به روزنامه و رادیو و تلویزیون میرسید و مخاطب نیز با فاصلهای مشخص آن را دریافت میکرد. امروز اما هر کاربر شبکه اجتماعی میتواند تولیدکننده و منتشرکننده اطلاعات باشد.
در چنین شرایطی، مرز میان خبر، تحلیل، شایعه، تبلیغ و روایت شخصی گاه آنقدر باریک میشود که تشخیص آنها برای مخاطب دشوار است. اینجاست که نگاه معتمدنژاد به آموزش علمی روزنامهنگاری اهمیت پیدا میکند. او از ابتدا بر این باور بود که روزنامهنگاری را نمیتوان صرفاً با تجربه شخصی آموخت. خبرنگار برای انجام مسئولانه وظیفه خود، به دانش و شناخت نیاز دارد؛ شناختی از جامعه، ارتباطات، رسانه و سازوکارهای تولید و توزیع پیام.
امروز این نیاز شاید بیش از هر زمان دیگری جدی باشد. خبرنگار نهتنها باید بداند چه اتفاقی افتاده، بلکه باید بتواند منبع را ارزیابی کند، اطلاعات نادرست را تشخیص دهد، میان واقعیت و تفسیر مرز بگذارد و بداند هر خبری که منتشر میکند، چه اثری بر مخاطب و جامعه خواهد داشت.
در این معنا، میراث معتمدنژاد را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: خبرنگار حرفهای، پیش از آنکه صاحب تریبون باشد، باید صاحب دانش و مسئولیت باشد.
یکی از مهمترین بخشهای اندیشه معتمدنژاد، نگاه انتقادی او به نظریه «جریان آزاد اطلاعات» بود. او این نظریه و همچنین الگوی توسعهبخشی ارتباطات را در مقیاس گستردهتر، از محورهای سلطه فرهنگی و ارتباطی ایالات متحده میدانست.
این نگاه برای خبرنگار امروز نیز یک پرسش جدی ایجاد میکند: آیا هر اطلاعاتی که آزادانه در دسترس قرار میگیرد، الزاماً به معنای آگاهی بیشتر جامعه است؟
پاسخ معتمدنژاد به این پرسش ساده نبود. او به نقش ارتباطات در جامعه باور داشت، اما همزمان نسبت به استفاده نادرست از رسانه و پیامدهای آن هشدار میداد. از نظر او، رسانه میتواند آگاهیبخش باشد، اما اگر نادرست به کار گرفته شود، میتواند نتیجهای مخرب نیز داشته باشد.
این نگاه در روزگار شبکههای اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. امروز مشکل فقط کمبود اطلاعات نیست؛ مسئله، انباشت اطلاعات است. مخاطب با حجم بزرگی از داده، خبر، تصویر، تحلیل و روایت مواجه است و در چنین فضایی، خبرنگار باید بتواند میان «اطلاعات» و «آگاهی» فاصله بگذارد.
اطلاعات زیاد، لزوماً جامعه آگاه نمیسازد؛ اطلاعات دقیق، سنجیده و معنادار است که میتواند به آگاهی تبدیل شود.
رسانه برای جامعه است، نه فقط برای انتشار
معتمدنژاد در نقد نظریههای توسعه، ارتباطات را فرایندی جدا از سایر فرایندهای اجتماعی و سیاسی نمیدانست. او معتقد بود رسانه زمانی میتواند در مسیر توسعه و استقلال ملی مؤثر باشد که در کنار فرایندهایی مانند آگاهیسازی، سازماندهی، مشارکت سیاسی و انتقال دانش قرار بگیرد.
این دیدگاه، خبرنگار را از یک «ناقل خبر» به یک «کنشگر اجتماعی» نزدیک میکند؛ البته نه به معنای کنار گذاشتن اصول حرفهای و تبدیل شدن به کنشگر سیاسی، بلکه به این معنا که خبرنگار باید نسبت به اثر اجتماعی کاری که انجام میدهد آگاه باشد.
هر خبر، بخشی از تصویری است که جامعه از خودش میسازد. وقتی خبرنگار درباره یک بحران اقتصادی، یک حادثه اجتماعی، یک جنگ، یک تصمیم سیاسی یا حتی انتشار یک کتاب گزارش میدهد، فقط چند پاراگراف را کنار هم نمیگذارد؛ او در حال ثبت بخشی از حافظه جامعه است.
از همین زاویه، دقت در انتخاب تیتر، استفاده از واژهها، انتخاب منابع و حتی حذف یا برجسته کردن یک بخش از روایت، دیگر جزئیات ساده فنی نیستند. هرکدام میتوانند بر برداشت مخاطب اثر بگذارند.
شاید یکی از مهمترین درسهای معتمدنژاد برای خبرنگار امروز همین باشد که مسئولیت خبرنگار با انتشار خبر تمام نمیشود؛ تازه از همانجا آغاز میشود.
یکی از تفاوتهای بزرگ روزنامهنگاری امروز با دورهای که معتمدنژاد در کیهان فعالیت میکرد، سرعت است. خبر امروز ممکن است در چند ثانیه منتشر شود و پیش از آنکه خبرنگار فرصت بررسی کامل داشته باشد، هزاران بار بازنشر شود. اما سرعت، اگر از دقت جدا شود، میتواند اعتبار رسانه را قربانی کند.
معتمدنژاد با تأکید بر آموزش علمی روزنامهنگاری، در واقع بر اهمیت روش در کار رسانهای تأکید داشت؛ اینکه خبرنگاری تنها نوشتن چند پاراگراف نیست، بلکه مجموعهای از مهارتها، دانش و اصول حرفهای است.
امروز این مسئله با ظهور هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی و رسانههای شهروندی پیچیدهتر هم شده است. تولید محتوا آسانتر شده، اما تشخیص محتوای معتبر دشوارتر. خبرنگار دیگر فقط با خبرنگار دیگری رقابت نمیکند؛ با سرعت شبکههای اجتماعی، الگوریتمها و انبوه تولیدکنندگان محتوا نیز رقابت دارد.
در چنین شرایطی، چیزی که خبرنگار حرفهای را از تولیدکننده صرف محتوا جدا میکند، توانایی راستیآزمایی، شناخت زمینه، پرسیدن سؤال درست و مسئولیتپذیری در قبال انتشار خبر است.
این همان جایی است که میراث آموزشی معتمدنژاد هنوز کاربرد دارد.

هیچ نظر! یکی از اولین.