بیعت زنان با زینب کبری؛ آغازِ احیای تمدنِ مهدوی به دستِ زن
داود منافیپور در آستانه اربعین، با ارائه خوانشی نو از الهیات اربعین، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها را «صاحبِ اربعین» معرفی کرده و از رازِ قدرتسازِ بیعتِ زن در اربعین پرده برداشته است. یادداشت...
داود منافیپور در آستانه اربعین، با ارائه خوانشی نو از الهیات اربعین، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها را «صاحبِ اربعین» معرفی کرده و از رازِ قدرتسازِ بیعتِ زن در اربعین پرده برداشته است.
یادداشت مهمان- داود منافی پور، دبیر مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)؛ داود منافیپور در آستانه اربعین، با ارائه خوانشی نو از الهیات اربعین، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها را «صاحبِ اربعین» معرفی کرده و از رازِ قدرتسازِ بیعتِ زن در اربعین بهمثابه سرآغازِ احیای تمدنِ مهدوی پرده برداشته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
زن حقیقت آب است و مظهر اسم یا لطیف،
نماد حیات ، پاکی و ذات بهجت است.
در این ایام شوق برانگیزِ اربعین حسینی، دوباره سوالی بزرگ در صحنه جهانی، اذهان عمومی را به سوی خود معطوف میکند. میلیونها انسان اعم از زن و مرد، سیاهپوشان در مسیری به اندازه ی طول تاریخ، به سمت شهری میروند که کربلا نامیده میشود.
دیگر نام اربعین همچون سده های گذشته پنهان نیست، این حماسه ی جهانی که از حضورِ ملّیتهای مختلف شکل گرفته، کم کم نام کربلا ، حسین و اربعین را در دل و زبان جهانیان به عنوان تمدّنی اصیل و نوین مطرح میکند. اربعین به عنوان میثاق آخرالزّمانی ها، آگاهی و بصیرت را با حقیقت حضرت حسین علیه السّلام گره زده و در حال شکوفایی است.
ولی گویی چیزی در این اشتعالِ آخرالزّمانی برای انفجارِ بیداری بشر و تولّد دوباره ی جانها پنهان است.
اربعین حسینی در حال آزادسازی نیرویی بس عظیم ولی نهفته در جهانِ خفته است. مانند آتشفشانی که قبل از فوران، نشانه حیات خود را با لرزشِ زمین نشان میدهد.
بغضی در گلوی این اربعین پیچیده، که خود را برای رهایی و رها کردن مهیّا میکند.
تا همه ی اهل زمین، آبشخور خود را بیابند و جانِ تشنه ی خود را سیراب کنند. به راستی این راز و این نیرو و این بغضِ برآمده از عشق چیست؟! ،
این سؤال بزرگ در اربعین، همان گمشده در تاریخ است ، این همان چیزی است که قدر او ناشناخته و مقام او نایافته است. و اگر این سرّ عظیم، از دل این اجتماع تمدّنی، بیرون بیاید، پیام بزرگ اربعین که زنده کننده پیام
عاشوراست، جلوه کرده و عقل را به دقّت و قلب را به رقّت میاندازد و از این منظر ، سرّ ۱۴۰۰ اربعینِ گذشته که در اربعین اوّل نهفته است، کشف و راه به سوی مقصود، باز میشود.
بازگشت زینب کبری به کربلا به همراه دختران رسول خدا بعد از چهل روز با تحمّل شدیدترین مصائب و سختترین اسارت ها، شهادت مظلومانه حضرت حسین بن علی را در طول تاریخ حیات بخشید و سعی و کید یزیدیان را نابود ساخت.
پس سیر عبور انسان از جهالت و حیرت ضلالت آغاز و به سمت عقل و عقیلگی رهسپار گردید.
از اربعین اول، سیر هدایت انسانِ جاهل و سرگردان، به حضرت عقیله ی بنی هاشم سپرده شد و ایمانِ مؤمن منوط به میثاقِ زیارت اربعین شده و نشانه ی مؤمن شدنش ، فهم رسالت حضرت زینب کبری سلام الله علیها در اربعین گردید.
آری این راز جز در این نام نیست؛
زینب کبری، حقیقت اربعین.
پرچم پیروزی و عَلَمِ توفیقِ نهضت حسینی، به دستان مبارک حضرت زینب کبری سلام الله علیها برای تأسّی انسان خصوصا بانوان، حجّتی است بالغ و دعوتی است آشکار ؛ آکنده از برهان، انگیزه و رشد و تعالی.
اربعین کارنامه درخشان استقامت زن برای زنده نگه داشتن کربلا است.
زینب کبری به زن آموخت که اگر به میدان نمیآمد، حسین در کربلا و کربلا در کربلا میماند و نه تنها رسالت نبوی و ولایت علوی بلکه رسالت تمامی پیامبران، به فراموشی سپرده میشد.
و این همان راز بزرگ ولی مهجور در طول تاریخ است که از شدّت ظهور و بلندای قامت، دیده نمیشود.
این همان است که اگر نبود، مسیرِ هدایت بشر به صحرای ناکجا آباد میرفت و نه تنها اثری از توحید، نبوّت و امامت نبود، بلکه معاد نیز به سُخره گرفته میشد و عدالت زیر پای سِفاهت، جان میداد.
تمام رسالت انبیاء، ختم به رسالت حضرت ختمی مرتبت شد و رسالت حضرت نَیّرِ اعظم رسول اکرم، ختم به” أنَا مِن حسین” شد و قیامِ حسین، مدیونِ استقامت و “رسالتِ اولین و آخرین پیامبرِ زن”
یعنی زینب کبری شد …
و اکنون یک سؤال بزرگ!
جای پایِ این بزرگْ نجات بخش کربلا، و این احیاگر تمدّنِ حسینی در اربعینِ امروز کجاست؟!
کجاست نام این اَبَر زن، احیاگر مرد در این بزَنگاه تاریخ؟!
کجاست احیاگر رسالت حسینی، احیاگر رسالت نبوی و احیاگر رسالت تمام انبیاءِ. به راستی این نام در کجای این تمدّن جای دارد؟!
چرا نامِ صاحبِ میقاتِ اربعین، در اربعین شنیده نمی شود؟!!!
دیگر زمان آن رسیده که اسم مبارک این اسطوره ی حیات بخشِ کربلا، در اربعین به ظهور خود برسد. باید هر کجا نام اربعین برده می شود، نام مقدّسِ خاتون دوسرا زینب کبری نیز شنیده شود.
باید تسرّی و رفعت نام او در اربعین، ظهوری در خورِ قدر او، داشته باشد.
که اگر این قدر، همچنان مهجور و مسکوت بماند، اربعین به قلّه قدرت خود نمی رسد.
و اینجاست که حضورِ باطنیِ این عظیمالعظماء، باید به ظهورِ تام برسد؛ تا همگان دستِ اضطرار خود را به پیشگاه این عقیله آورده و به «وحدتِ نیاز به منجی» برسند. از این مَشرب، وحدت در ظهور و نیل به وحدتِ ظهورِ مهدوی، جز به واسطه تسرّی و تجلّی این «فهیمهٔ نجات» محقّق نمیشود؛ چرا که حضرتشان فقط و فقط در قلّه مظهریّتِ عشق، تلألؤ دارد و تنها شاهدِ ذبحِ عظیم در قتلگاه و علّتِ فاعلیِ تام ظهورِ منتقم است؛ چرا که شأنِ منجی، فقط سیف و شمشیر است و اصلاحِ جهانی از آثار انتقام است.
حال، بنا بر سنّتِ ذاتِ کریم که نصرت را با حضورِ حاضر و وجودِ ناصر گره زده، انسان را شریکِ نصرِ خویش دانسته، رازِ قدرتِ زن در احیاگریِ کربلا را بر مأمورِ ظهورِ اربعین، یعنی زن، گشوده و او را به بیعت با زینب کبری در اربعین فراخوانده است؛ از این رو الهیّاتِ اربعین، که زنمحور است، باید برای زن بازخوانی، تبیین و تشریف شود.
که اگر این رسالت در اربعین حسینی برای زنان دنیا تشریح و تبیین شود، آغازِ یک دگرریسیِ معرفتشناختیِ «زن برای زن» رقم میخورد. در آن صورت، قدرتِ عشق و احیاگریِ او، که ممسوس به قدرتِ ربوبی است، کشف میشود و رازِ کشش و جذبهٔ زیارت اربعین، که از آتشِ محبّتِ زینب کبری نسبت به حسین علیهالسلام نشأت میگیرد، پدیدار میگردد.
از این منظر، علت فاعلی صرف ظهور، یعنی زینب کبری، کشف می شود؛ آنگاه وحدت در ظهور تحقق می یابد و تجلّی ظهور آغاز می شود.
آری، این همان سرّاللّهی است که آن را «عشق علیها سلام» نامیدهاند؛ عشقی که توانست بارِ امانتِ حقّانیت و مظلومیّت را در چهل منزل زمانی، به مقصدِ کربلا برساند و جریانِ بنیامیّه را به خاکِ مذلّت بنشاند.
در پایان، الهیّاتِ اربعین، زنمحور و بانوگراست. زن، مسئولیت در ظهور دارد. اربعین، سالیانی است که متوقّفِ ظهورِ تامّ زن است؛ و تا زن به عرصهٔ زمینهسازیِ ظهور نیاید و سازوکار آن را به دست نگیرد، ظهور اتّفاق نمیافتد.
تا نامِ مبارکِ حضرتِ عقیلهٔ بنیهاشم، زینب کبری، در اربعین و سپس در عالم، ظهور پیدا نکند و وحدت در ظهور شکل نگیرد، ظهور، ظهور نخواهد کرد.
لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هَٰذَا فَکَشَفْنَا عَنْکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ.

هیچ نظر! یکی از اولین.