حرم یا قتلگاه زائران؟/ وقتی میزبان، میهمانان خانه خدا را قتلعام کرد
نهم مرداد ۱۳۶۶، مکه شاهد یکی از تلخترین حوادث تاریخ حج بود؛ حمله نیروهای سعودی به راهپیمایی برائت از مشرکین، صدها کشته و زخمی بر جای گذاشت و «جمعه خونین مکه» را در حافظه جهان اسلام رقم زد. خبرگزاری...



نهم مرداد ۱۳۶۶، مکه شاهد یکی از تلخترین حوادث تاریخ حج بود؛ حمله نیروهای سعودی به راهپیمایی برائت از مشرکین، صدها کشته و زخمی بر جای گذاشت و «جمعه خونین مکه» را در حافظه جهان اسلام رقم زد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: جمعه نهم مرداد ۱۳۶۶، برابر با ششم ذیالحجه، قرار بود یکی دیگر از روزهای برگزاری آیین «برائت از مشرکین» در موسم حج باشد؛ مراسمی که سالها با حضور زائران کشورهای مختلف و با محوریت اعلام انزجار از استکبار جهانی، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، برگزار میشد. هزاران زائر، از جمله کاروانهای ایرانی، پس از پایان سخنرانی، با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای «الموت لامریکا» و «الموت لاسرائیل» و با فریادهای «اللهاکبر» و «لاالهالاالله» مسیر میدان معابده تا پل حجون را طی میکردند. نیروهای انتظامات داوطلب با بازوبندهای قرمز در دو سوی مسیر ایستاده بودند و گروهی دیگر با توزیع آب میان زائران، تلاش میکردند گرمای طاقتفرسای مکه را برای حاضران قابل تحملتر کنند. در نگاه نخست، همه چیز از برگزاری مراسمی آرام و منظم حکایت داشت.
اما در همان ساعات، نشانههایی از حادثهای از پیش طراحیشده به چشم میخورد. خیابانهای اطراف محل راهپیمایی مملو از خودروهای نیروهای امنیتی بود و کماندوهای مسلح سعودی با تجهیزات کامل در مسیرهای منتهی به محل مراسم مستقر شده بودند. روی پشتبام ساختمانهای اطراف نیز افرادی با لباسهای عربی و تجهیزات تصویربرداری دیده میشدند؛ حضوری که بعدها بسیاری از شاهدان آن را بخشی از مقدمات یک عملیات از پیش برنامهریزیشده دانستند.
با نزدیک شدن جمعیت به محدوده مسجد جن، نخستین جرقههای فاجعه زده شد. نیروهای پلیس سعودی با بستن مسیر حرکت جمعیت، ناگهان با باتوم به صفوف نخست راهپیمایان حمله کردند. بسیاری از حجاج تصور میکردند این درگیری نیز مانند سالهای گذشته، برخوردی محدود و کوتاه خواهد بود؛ اما تنها چند دقیقه بعد روشن شد که ماجرا ابعادی کاملاً متفاوت دارد. نیروهای کمکی با فرمان افسران سعودی به محل اعزام شدند و ضرب و شتم زائران شدت گرفت. در حالی که انتهای جمعیت همچنان به سمت جلو حرکت میکرد، صفوف نخست برای فرار از حمله پلیس ناچار به عقبنشینی بودند و همین موضوع ازدحامی مرگبار ایجاد کرد.
در همان زمان، گروههایی از افراد لباسشخصی که در ساختمانهای اطراف مستقر شده بودند، سنگ، بطری، قطعات آهن، سطل شن، کولرهای گازی و هر وسیله سنگینی را که در اختیار داشتند، بر سر زائران بیدفاع پرتاب کردند. بسیاری از شهدا نه بر اثر اصابت گلوله، بلکه در نتیجه برخورد همین اجسام سنگین یا زیر دست و پای جمعیت جان باختند. روایتهای شاهدان عینی از صحنههایی حکایت میکند که در آن، خیابانهای اطراف مسجد جن در مدت کوتاهی به صحنهای آکنده از خون، فریاد و پیکرهای بر زمین افتاده تبدیل شد.
حرم امن؟ یا میدان مرگ؟
همزمان با حمله باتومبهدستان و لباسشخصیها، نیروهای نظامی سعودی نیز وارد عمل شدند. شلیک گلولههای جنگی، استفاده از گازهای اشکآور و خفهکننده و حضور تکتیراندازانی که از ارتفاع جمعیت را هدف قرار میدادند، ابعاد خشونت را به سطحی بیسابقه رساند. شاهدان عینی از پیکرهایی سخن گفتهاند که با اصابت گلوله به پیشانی بر زمین افتادند و از زنانی که در میان ازدحام و بر اثر استنشاق گازهای سمی جان خود را از دست دادند. در آن لحظات، بسیاری از مجروحان حتی فرصت انتقال به مراکز درمانی را نیافتند و زیر فشار جمعیت یا ضربات مأموران جان باختند.
بخشی از قربانیان این حادثه را زنان، سالمندان، مادران و همسران شهدا و همچنین جانبازانی تشکیل میدادند که با ویلچر در مراسم حضور یافته بودند. بسیاری از جانبازان در همان دقایق نخست بر اثر ضربات باتوم از ویلچر به زمین افتادند و در ازدحام جمعیت گرفتار شدند. روایتهای منتشرشده از آن روز، تصویری تکاندهنده از زنانی ارائه میدهد که بر روی یکدیگر انباشته شده بودند و امدادگران، تنها موفق میشدند تعداد اندکی را از زیر پیکرها بیرون بکشند؛ در حالی که بسیاری دیگر آخرین نفسهای خود را میکشیدند.
با وجود شدت حملات، بسیاری از زائران تلاش میکردند مجروحان را بر روی دست یا حتی با استفاده از پلاکاردهای راهپیمایی از محل خارج کنند. در میان این صحنهها، روایت پیرزنی که با وجود جاری بودن خون از سرش حاضر به ترک محل نبود، به یکی از ماندگارترین خاطرات آن روز تبدیل شده است. او در پاسخ به کسانی که از او میخواستند عقبنشینی کند، گفته بود: «من عقب نمیروم؛ جوانهایمان دارند شهید میشوند، من کجا بروم؟»
حمله نیروهای سعودی تا ساعاتی پیش از نماز عشا ادامه یافت. درهای بیشتر هتلها و ساختمانهای اطراف به روی زائران بسته بود و تنها ساختمان محل استقرار فلسطینیها و اردنیها، برای ساعتی کوتاه، مجروحان و زنان را پناه داد. اما با اطلاع نیروهای امنیتی از حضور زائران ایرانی در این ساختمان، برق آن قطع شد و شرایط برای پناهگرفتگان نیز دشوارتر شد.
بر اساس آمارهای منتشرشده، در این واقعه ۴۰۵ نفر جان خود را از دست دادند که ۲۷۵ نفر از آنان ایرانی و ۴۵ نفر از دیگر کشورها بودند. همچنین ۶۴۹ نفر مجروح شدند که ۳۰۳ نفرشان را زائران ایرانی تشکیل میدادند. بسیاری از منابع و شاهدان عینی معتقدند شمار واقعی قربانیان بیش از آمار رسمی بوده است.
ساعاتی پس از پایان درگیری، نیروهای سعودی تلاش کردند آثار حادثه را از سطح خیابانها پاک کنند. پیکر شهدا و مجروحان منتقل شد و بخشهایی از مسیر شستوشو داده شد، اما لکههای خون بر دیوارها و کف خیابان، کفشها، چادرهای خونین، قمقمههای شکسته و وسایل بهجامانده از زائران، روایت خاموش یکی از تلخترین حوادث تاریخ معاصر حج را برای همیشه در حافظه مسلمانان ثبت کرد؛ حادثهای که بعدها با عنوان «جمعه خونین مکه» شناخته شد و به یکی از نقاط عطف روابط جمهوری اسلامی ایران و حکومت عربستان سعودی تبدیل شد.
وقتی قزوین یکپارچه به خیابان آمد
انتشار خبر کشتار زائران بیتاللهالحرام، موجی از اندوه و خشم را در سراسر ایران برانگیخت. هنوز بسیاری از خانوادهها از سرنوشت عزیزان خود بیخبر بودند و اخبار، قطرهچکانی از رسانهها مخابره میشد، اما همان روایتهای اولیه برای آنکه افکار عمومی را به واکنش وادارد، کافی بود. در شهرهای مختلف، مساجد، هیئتها، پایگاههای بسیج و مراکز فرهنگی به محل گردهمایی مردم تبدیل شد و راهپیماییهای گستردهای در محکومیت این جنایت شکل گرفت. قزوین نیز از نخستین شهرهایی بود که با حضور پرشور مردم، اعتراض خود را به رفتار حکومت سعودی اعلام کرد.
در آن روزها، مردم قزوین این حادثه را صرفاً یک درگیری سیاسی میان دو کشور تلقی نمیکردند؛ بلکه آن را تعرض به حرمت خانه خدا و تعرض به امنیت همه مسلمانان میدانستند. به همین دلیل، اقشار مختلف جامعه از روحانیون، خانوادههای شهدا، رزمندگان، دانشجویان، بازاریان و زنان و مردان انقلابی، دوشادوش یکدیگر در خیابانهای شهر حاضر شدند. فضای شهر حال و هوای عزاداری داشت؛ پرچمهای سیاه بر سردر بسیاری از اماکن نصب شده بود و مردم با چهرههایی اندوهگین اما مصمم، مسیر راهپیمایی را طی میکردند.
راهپیمایان با سر دادن شعارهایی همچون «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر آلسعود»، «مرگ بر فهد» و «تبت یدا ابیلهب، بریده باد دست فهد» خشم خود را نسبت به عاملان این جنایت ابراز کردند. این شعارها تنها واکنشی احساسی نبود، بلکه بازتاب این باور عمومی بود که حمله به حجاج، اقدامی سازمانیافته و با حمایت قدرتهای استکباری صورت گرفته است.
اوج این اجتماع در مسجدالنبی قزوین رقم خورد؛ جایی که هزاران نفر پس از راهپیمایی گرد هم آمدند. در این مراسم، حجتالاسلام محمدی، مسئول وقت حوزه علمیه قزوین، با اشاره به وقایع مکه، بر ضرورت حفظ وحدت جهان اسلام و هوشیاری مسلمانان در برابر توطئههای دشمنان تأکید کرد. او با محکوم کردن رفتار حکومت سعودی، حادثه جمعه خونین را تلاشی برای خاموش کردن فریاد برائت از مشرکین دانست و از مردم خواست با حفظ انسجام، یاد شهدای این واقعه را زنده نگه دارند.
حضور گسترده مردم قزوین در این مراسم، تنها واکنشی به یک حادثه نبود؛ بلکه ادامه همان روحیهای بود که در سالهای دفاع مقدس، مردم این استان را به یکی از پیشگامان حضور در صحنههای مختلف انقلاب تبدیل کرده بود. برای بسیاری از شرکتکنندگان، شهدای مکه تفاوتی با شهدای جبهههای جنگ نداشتند؛ آنان نیز جان خود را در راه آرمانهایی از دست داده بودند که مردم ایران برای آن هزینههای سنگینی پرداخت کرده بودند.
از تاکستان تا آبیک؛ استانی که یکصدا فریاد زد
بازتاب جمعه خونین مکه تنها به مرکز استان محدود نماند. در تاکستان، مردم با حضور گسترده در خیابانهای اصلی شهر، راهپیمایی اعتراضی برگزار کردند و سپس در مقابل مقر بسیج سپاه پاسداران اجتماع کردند. در این مراسم، قطعنامهای ششبندی قرائت شد که در آن، ضمن محکوم کردن جنایت رخداده در مکه، بر مسئولیت حکومت سعودی در حفظ امنیت زائران و نقش آمریکا در حمایت از این اقدامات تأکید شده بود.
پس از قرائت قطعنامه، راهپیمایان با به آتش کشیدن پرچم آمریکا، اعتراض خود را نسبت به سیاستهای ایالات متحده در منطقه اعلام کردند. این اقدام، نمادی از پیوندی بود که افکار عمومی آن روز میان سیاستهای آمریکا و عملکرد حکومت سعودی برقرار میکرد؛ پیوندی که در شعارهای راهپیمایان نیز بهوضوح دیده میشد.
در آبیک نیز مردم با مشتهای گرهکرده و شعارهای انقلابی به خیابان آمدند و جنایت جمعه خونین را محکوم کردند. آنان با حضور در راهپیمایی، یاد شهدای بیتاللهالحرام را گرامی داشتند و خواستار برخورد قاطع جهان اسلام با عاملان این حادثه شدند. فضای شهر آکنده از اندوه و خشم بود و بسیاری از مردم با در دست داشتن پارچهنوشتهها و تصاویر شهدا، این مراسم را به صحنهای از همبستگی ملی تبدیل کردند.
گزارشهای آن روزها نشان میدهد که نظیر این مراسم در دیگر شهرها و روستاهای استان قزوین نیز برگزار شد. مردم در نقاط مختلف استان، با حضور در مساجد و خیابانها، ضمن محکوم کردن رفتار حکومت سعودی، بر حمایت از آرمان برائت از مشرکین تأکید کردند. این حضور گسترده، بیانگر آن بود که جمعه خونین مکه، احساسات مذهبی و انقلابی مردم را بهطور همزمان تحت تأثیر قرار داده است.
در روزهایی که کشور همچنان درگیر جنگ تحمیلی بود، شهادت زائران ایرانی در سرزمین وحی، زخمی تازه بر پیکره جامعه وارد کرد. بسیاری از خانوادههایی که فرزندانشان در جبهههای نبرد حضور داشتند، این بار داغدار زائرانی شدند که با لباس احرام و بدون هیچ سلاحی، قربانی خشونت شده بودند. همین مسئله باعث شد مراسمهای بزرگداشت شهدای مکه، رنگ و بویی متفاوت از دیگر تجمعهای سیاسی به خود بگیرد و بیش از هر چیز، بر مظلومیت قربانیان تأکید شود.
جمعه خونین؛زخمی که هنوز التیام نیافته است
حادثه نهم مرداد ۱۳۶۶، تنها یک رخداد تلخ در تقویم حج نبود؛ این واقعه به یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر جهان اسلام تبدیل شد. کشته شدن صدها زائر در سرزمینی که مسلمانان آن را «حرم امن الهی» میدانند، پرسشهای فراوانی درباره امنیت زائران، نحوه مدیریت مناسک حج و مسئولیت حکومت عربستان در قبال جان میهمانان خانه خدا ایجاد کرد.
پس از این واقعه، روابط سیاسی ایران و عربستان وارد دورهای پرتنش شد و پیامدهای آن سالها ادامه یافت. در داخل ایران نیز مراسم بزرگداشت شهدای مکه در شهرهای مختلف برگزار شد و نام «شهدای جمعه خونین مکه» در کنار دیگر شهدای انقلاب و دفاع مقدس قرار گرفت. انتشار خاطرات بازماندگان، روایتهای شاهدان عینی و اسناد تاریخی، سبب شد ابعاد این حادثه در حافظه تاریخی جامعه ایران ماندگار شود.
روایتهای شاهدان عینی، از جمله کسانی که از آن مهلکه جان سالم به در بردند، امروز مهمترین اسناد این حادثه به شمار میروند. آنان از خیابانهایی سخن گفتهاند که در چند دقیقه به قتلگاه تبدیل شد، از پیکر زنانی که در ازدحام جان دادند، از جانبازانی که زیر ضربات باتوم افتادند و از پیرزنانی که با وجود جراحت، حاضر به ترک میدان نبودند. این خاطرات، تصویری انسانی از فاجعهای ارائه میدهد که اعداد و آمار بهتنهایی قادر به بیان عمق آن نیستند.
اکنون نزدیک به چهار دهه از جمعه خونین مکه گذشته است، اما هر سال با فرارسیدن نهم مرداد، نام این واقعه بار دیگر در رسانهها، محافل مذهبی و یادوارههای شهدا زنده میشود. مرور اسناد تاریخی نشان میدهد که این حادثه، تنها بخشی از تاریخ روابط ایران و عربستان نیست، بلکه روایتی از جانباختن صدها زائر در سرزمینی است که قرار بود نماد امنیت، آرامش و وحدت مسلمانان باشد.
خونهایی که آن روز بر سنگفرشهای مکه جاری شد، شاید از خیابانهای شهر پاک شده باشد، اما در حافظه تاریخی ملت ایران و بسیاری از مسلمانان جهان همچنان باقی مانده است؛ حافظهای که جمعه خونین مکه را نه صرفاً یک حادثه، بلکه نمادی از مظلومیت زائرانی میداند که با لباس احرام راهی خانه خدا شدند، اما بازگشتشان با کفن و یادگار شهادت رقم خورد.
منبع:
«پذیرایی با گلوله»/ اقدس ارطایفه/مرکز اسناد انقلاب اسلامی

هیچ نظر! یکی از اولین.